مدیریت - بازاریابی- گردشگری- توسعه شهری سید سجاد اسبقی- کارشناسی ارشد MBA دانشگاه تبریز درباره وبلاگ ![]() سیدسجاداسبقی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی(گرایش بازاریابی بین الملل) سلام بر دوستان عزیز این وبلاگ با هدف تبادل اطلاعات در زمینه مدیریت - بازاریابی - گردشگری در خدمت کلیه دوستان خواهد بود.کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است امیدوارم از راهنمائی دوستانی که دستی به قلم دارند بی نصیب نمونم. نیستم محتاج نگاهی که بلغزد بر من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.... .هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شوداگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود وحال انتخاب با ماست . آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان هر عنصر شهري براي اينکه به يک عنصر هويتساز مبدل شود گذشته از زمان ، نيازمند پتانسيل قوي است تا بتواند سطح به عمق اذهان وارد شود يعني حامل معاني و مفاهيمي از فرهنگ و تاريخ شهرها باشد که در طراحي ميادين و نماد آن در درجهي نخست ميزان هماهنگي آن با عناصر پيرامون و قدرت برقراري ارتباط با مخاطب ارجحيت دارد، نمادها نيازمند وقوع رويدادهاي خاطرهانگيز فردي و جمعي در گستره حضور خود ميباشند براي مثال منار ميوند در چهارراهي جادهي ميوند کابل که در سال 1337 به صورت مدور و بالدار بنا شد يادآور قربانيهاي دشت ميوند در قندهار در نبرد با انگليس ميباشد و يا طاق ظفر پغمان که در ميدان چندلبائي پغمان واقع شده که اين طاق کماندار يادمان شهداي راه آزادي و يادگار پيروزي ملت افغانستان عليه استيلاگران انگليسي است و يا ميدان جهاد در هرات و چوک شهدا در قندهار ، در طراحي ميادين با بهرهبردن از معماري قديمي و نوين پيشبيني فضاي سبز مورد نياز براي حضور شهروندان و گردشگران چه در داخل و چه در خارج تنديس با نماد مياني از ديگر عومل مهم ساخت ميادين ميباشد. به لحاظ توريستي نيز عناصر شهري به عنوان به يادماندنيترين خاطره از هر شهر در اذهان گردشگران به شمار ميروند که سرکها و ميادين شهري در کنار تنديسها و ساختمانها و ترکيببندي شهر در صدر عناصر به يادماندني قلمداد ميشود که در صورت برخوردار بودن از ويژگيهاي خاص، توانايي جاي گرفتن در خاطرهي شهروندان و گردشگران را خواهد داشت. ويژگيهايي که شايد بتوان آنها را از منظر يكي از رفتارشناس ان آمريکايي، زيبايي، هماهنگي، منطقي بودن و حجم عنوان کرد به عبارتي يادمانهاي شهري، شناسنامههاي شهرها در مقابل ديدگان بيننده ميباشند و به نوعي بازتاب دهنده فرهنگ، آداب و رسوم و حتي شخصيت حاکم بر شهر، دقيقاً از همين روست که از زمان پيدايش شهرها بحث احداث عناصر، همواره در صدر قرار داشته است که رويکرد به اين عناصر در طول تاريخ دستخوش تحولاتي بوده است که در يک تحليل سطحي ميتوان آنها را به چندين دسته تقسيم نمود براي نمونه اگر در اعصار تاريخ، کاخها و معابد باشکوه هرچه بيشتر در مرکز شهر نمادهاي فرهنگي- سياسي شهرها به شمار ميرفتند در سالهاي پس از انقلاب صنعتي ساخت ميادين، تنديسها و ساختمانهاي مدرن به عنوان عناصري هويتساز عرض اندام نمودند مانند طاق پيروزي در پاريس، ترافاگلار در لندن، نقش جهان در اصفهان، جوچه در پيونگيانگ و سنتواري در سنگاپور که هرکدام بخشي از تصوير شهرهاي ذکر شده از جهان به شمار ميروند.
فضاهاي شهري را شايد بتوان به دکوريشن خانه تشبيه نمود که در ديد اول نظر هر بينندهاي را به خود جلب ميکند و در مقابل آرامش و يا هر احساس ناخوشايندي ديگر را به فرد انتقال ميدهد، ميادين شهري اگر خوب طراحي شود و نماد و تنديس در مرکز ميادين با هويت و فرهنگ شهر همخواني داشته باشد در اين صورت شهر را بسيار زيبا و مناسب براي گردش و استراحت خواهد نمود از جمله نمادهايي که در ميادين دنيا به عنوان نماد و عنصر فرهنگساز نصب ميشوند مجسمه يا تنديسهايي ميباشند، مجسمهي شهري حجمي سه بعدي و داراي فرم و بيان هنرمندانه است که از هر بعدي قابل نظاره و زيباست و هر ساله دهها مجسمه و اثر حجمي توسط شهرداريها در فضاهاي شهري و در ميادين کوچک و بزرگ نصب ميشود که اين حرکت در صورتي که به خوبي هدايت شود ميتواند سهم مهمي در ارتقاء کيفيت اين فضاها داشته باشد، تنديسها ميتوانند نقش به سزايي در غني ساختن فضاهاي شهري از طريق بيان هنري داشته باشند و اين امر به ويژه در ميادين ي که نقطهي عطف شهر و کانون توجه شهروندان ميباشند از اهميت بيشتري برخوردار است ، گر چه خلاقيت هنري هيچ تعريفي را بر نميتابد اما به طور کل ميتوان گفت مجسمههاي شهري داراي حجمي سه بعدي و فرم و بيان هنرمندانه است که از جهات مختلف قابل نظاره ميباشد و کارکرد آن تزئين، هويتبخشي و انتقال پيام به ناظر ميباشد و از مصالحي چون: سنگ، بتن، فلز، چوب، فايبرگلاس ساخته ميشود مجسمهسازي شهرها کار مشترک مجسمهسازان، طراحان منظر و مبلمان شهري، برنامهريزان و طراحان شهري است که با حمايت و هدايت مديران شهري انجام ميپذيرد. نوع، شکل، اندازه و چگونگي تنديس و انتخاب مقياس و مکان مناسب هدف از اين همکاري است که بيشترين لذت بصري را براي ناظر به وجود بياورد البته منظور از مجسمه تنها تنديس انسانها نيست بلکه آثار حجمي داراي هويت که در ارتقاي کيفيت فضاي شهر موثر باشد مانند، طاقهاي يادماني که براي گراميداشت وقايع بزرگ تاريخي- نظامي و يا سربازان گمنام در جنگ ... ايجاد ميشود و ستونهاي يادماني که منشأ آن به شهرهاي يونان باستان باز ميگردد و غالباً جهت گراميداشت از يک شخص يا يک رويداد مهم تاريخي ساخته ميشوند ؛ در قديم مجسمهي يک فرد مهم برفراز ستونهاي بلند نصب ميشد که اين ترکيب ، اهميت بسيار زياد فرد مورد نظر را منعکس ميساخت اما از ستونهايي که به تنهايي و بدون مجسمه به کار برده ميشوند ستونهاي هرمي شکل هستند که منشأ مصري دارند كه براي مصريان باستان نمادي مذهبي به شمار ميآمد، اين ستونها براي نشان دادن مرکز و نمادي از هندسه گرايي نظم و قدرت بود، ستونها براي بيان ثبات، پايداري و همبستگي نيز به کار ميرفتند و گاهي نمادي از آغاز عصري جديد بودند . ساعتهاي تزئيني از عناصري هستند كه زينتبخش بسياري از ميادين ميباشند در که اشکال متنوعي طراحي ميشوند که يک ي از آنها برج ساعت است، ساعتها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارند و اگر به دقت مکانيابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شوند نشانهي قوي در شهر محسوب ميشوند و تأثير بصري قوي خواهند گذاشت که اين اثر حجمي فرم باستاني ندارد و در قرنهاي اخير به کار رفته است. از ديگر موضوعاتي که دستمايهي ساخت مجسمههاي شهري ميشوند به طور عمده در مقولات زير قابل طبقهبندي ميباشند: ۱. مشاهير و شخصيتهاي تاريخي، فرهنگي، ادبي، هنري، سياسي، علمي و ... که در ميادين شهرهاي کشور ميتوان از آنها استفاده نمود مخصوصاً در ميادين زادگاه اين شخصيتها همچون ابن سينا، رابعهي بلخي و ابوشکور بلخي در ميادين بلخ و مزار شريف ؛ تنديس مولانا جامي، خواجه عبدالله انصاري، امام فخر رازي و واعظي کاشفي در ميادين هرات ؛ تنديس ظهيرالدين فاريابي در ميادين شهر ميمنه ؛ ابو نصر فراهي در شهر فراه ؛ سيد جمالالدين اسدآبادي در شهر اسدآباد کنر ؛ تنديس سنايي غزنوي، ملافيضمحمد کاتب، ابوريحان بيروني و سلطان محمود غزنوي در غزنه ؛ تنديس ابوسعد سج ز ي، ابوسليمان سج ز ي، ابوحاتم سجزي، ابوداوود، ابوجعفر بابويه سيستاني، يعقوب ليث و عمر ليث در شهر زرنج نميروز، تنديس مخفي بدخشي و ناصر خسرو در شهر فيض آباد ؛ تنديس حنظلهي بادغيسي در شهر قلعه نو و ... . ۲. مبارزان، دلاوران، شهدا مانند ساخت تنديسهاي ميرويسخان هوتکي و ملالي در شهر قندهار تنديس شيرين هزاره و مير يزدانبخش در باميان ؛ ابومسلم خراساني در شهر سرپل ؛ طاهر فوشنجي در هرات و ... .
۴. موجودات اسطورهاي همچون دراماگون، سيمرغ و ... . ۵. مضامين مذهبي مانند توحيد، نماز، اذان و ... . ۶. مضامين مذهبي- سياسي همچون جهاد، شهادت، جانباز، مقاومت و ... . ۷. يادمانهاي تاريخي- سياسي- ورزشي- عمراني همچون بزکشي- پهلواني، کورش، تيراندازي، نيزهزني، چوگان، اسب دواني و ... . ۸. مضامين عاطفي يا احساس مثل مجسمهي مادر، معلم و ... . ۹. مضامين اقتصادي و معيشتي که معرف شيوهي توليد باشند مانند مجسمهي چوپان، ماهيگير، شکارچي و ... . ۱۰. توليدات عمده شهر و منطقه مثل ساخت مجسمهي پسته در بادغيس، نماد خربزه درشهرهاي شمالي، نماد انار در ميادين قندهار و انگور در هرات و زيتون و نارنج در جلالآباد و ... . ۱۱. مضامين طبيعي و اقليمي که معرف طبيعت يا حيوانات وِيژهي منطقه ميباشند همچون مجسمهي گوسفند قرهقل، مجسمهي قوچ مارکوپولو، بز مارخور،کبک دري، کلنگ سفيد، قاز حسيني و ... . ۱۲. مضامين سنتي و فرهنگي که شيوههاي زندگي عادات فرهنگي، نحوهي تغذيه و آشاميدنيهاي مورد علاقه را بازگو کند مانند چاينک و گيلاس ۱۳. مضامين عملکردي نظير مجسمههايي که معرف عملکرد مکان هستند همچون ساخت يك مجسمهي کوهنورد در بدخشان و ... . ۱۴. پيامها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي مانند تنهايي انسان، آزادي، همبستگي، رنج، فقر بيخانماني، انحطاط، پرواز، شكوفايي، تلاش و ... . نقشها و کارکردهاي تنديسها شامل: ۱. تقويت حس مکان و القاء روحيهي خاص در فضا که در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتر ميکنند و حس مکان تقويت ميشود. ۲. تعريف و هويتبخشي به فضاهاي شهري ۳. ارتقاي کيفيت و ايجاد سر زندگي به فضاهاي شهري چرا که فضاي خالي از هنر هيچ جذابيتي ندارد، فقدان جذابيت از کيفيت فضا ميکاهد. ۴. ارتقاي آگاهيهاي عمومي و معرفي نمادها و ارزشهاي فرهنگي ۵. معرفي عملکرد و روحيهي ميدان يا محدودهي پيرامون آن و تداعي عملکرد تاريخي و فرهنگي آن ، چرا که بسياري از ميادين محل وقوع حوادث تاريخي منحصر به فرد هستند و مجسمهاي با همان نماد ميتواند تداعيگر اين واقعه تا سالها بعد باشد و عملکرد ميدان نيز به وسيله همان مجسمه بيان ميشود. ۶. تعريف مرکز ثقل و نقطهي تمرکز ميدان چرا که مجسمه در مرکز ميدان از هر دو طرف ديده و درک ميشود و حس مرکزيت را تقويت نموده نوعي نظم بصري به وجود ميآورد. ۷. ايجاد يک نشانهي شهري مخصوصاً اگر اندازهي آن بزرگ باشد ميتواند در سطح محله، منطقه و شهر مطرح شود. ۸. ايجاد انگيزهاي براي زيباسازي محيط توسط شهروندان يعني نصب مجسمهاي مطلوب در ميداني زيبا باعث ميشود که ساکنان اطراف ميدان براي بالابردن سطح کيفيت محيط پيرامونشان اقداماتي انجام دهند. ۹. مکانيابي چرا که تداعي کنندهي يک فضاي به خصوص ميباشد. ۱۰. تناسب بخشي به نام ميدان، چرا که ميدان ميتواند طوري طراحي شود که نام ميدان را در اذهان بينندگان تثبيت کند مثلاً نمادي از گل. ۱۱. معرفي سبکها و سنتهاي هنري که ميتواند بر سواد هنري و بصري مردم بيفزايد. به اين ترتيب مشاهده ميکنيم که نگاهي نوين، عالمانه و جامع به مقوله شهرسازي درکنار ساير مزايا باعث ارتقاء کيفيت عناصر فرهنگساز شهري خواهد شد و خاطرهاي فراموش نشدني را در ذهن گردشگران و توريستهايي که براي بار اول وارد شهر ميشوند به جا خواهد گذاشت و آنها بدون مطالعهي کتاب يا تحقيق در رابطه با شهر با ديدن تنديسها و نمادها ، برداشتي کلي و شيوا از فرهنگ و سنت و تاريخ شهر مورد نظر به دست ميآورند. نظرات شما عزیزان: پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||
![]() |